ابو القاسم سلطانى

377

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

مخلوط را در نيم ليتر آب 2 ساعت خيسانده سپس مخلوط را تا حد جوش حرارت داده مىگذاريم ده دقيقه بماند سپس صاف مىنمائيم مقدار مصرف 3 تا 4 فنجان در روز . 4 - عصاره آبى : 1 تا 2 گرم در روز . 5 - عصاره مايع : 4 تا 6 گرم در روز . 6 - تنتور 1 تا 4 ميلىليتر سه بار در روز . ( 1 * ) - مرو ، مرماخور Origanum marum L . ( 2 * ) - دار المرز به معنى سراى مرز به گيلان و مازندران و گرگان و بخصوص به گيلان اطلاق مىشده است محل رويش گياه امروزه نيز در همين استانها مىباشد . ( 3 * ) - شرح اسماء م - 211 ( 4 * ) - قلومس ، قلومس صحرائى ، ماهيزهرج Amaranta paniculata Colebr ( 5 * ) - ترجمه از دياسقوريدوس م - 4 ش 101 ص 352 ( 6 * ) - Culpepers Complete Herbal London P : 56 Code - 980 تار Borassus flabellifer L تار نام درختى است هندى از خانواده Palmae كه بومى مناطق خشك جنوب هند و شرق پاكستان مىباشد و به سانسكريت آن را Tala مىناميده‌اند . صاحب مخزن ذيل ماده تار مىنويسد " تنه آن بسيار بلند و بر سر آن برگ‌ها و هريك با ساقى بلند و چتردار و هريك مشتمل بر برگ‌هاى بسيار بهم پيوسته شبيه به پنجه آدمى و بلند و اندك ضخيم‌تر از برگ خرما و نارجيل و از چتر آن اهل هند بادزن مىسازند و از برگ‌هاى آن بوريا مىبافند . . . ثمر آن شبيه به نارجيل خام با پوست و جوف آن پرريشه و در آن دانه‌هاى اندك پهن در بعضى ثمرها چهار دانه و در بعضى سه و در بعضى دو و بعضى يك دانه و آن را به هندى تاركل مىنامند . . . اهل هند سرخوشه ثمر آن خواه نر خواه از ماده بيشتر در به دو ظهور و خامى بريده و ظرف گلى را به آن مىبندند و آنچه آب در آن جمع مىگردد برميدارند و مىآشامند و آن را تارى مىنامند . طعم آن اندكى شيرين و فى الجمله كريه الرايحه و در تازگى كه هنوز گرمى هوا بدان نرسيده و به جوش نيامده مىكوبند غير مسكر است و چون به جوش آمد مسكر مىگردد و باندك گرمى و حرارت آفتابى كه به او رسد يا آنكه ظرف آن آلوده به تارى قديم باشد بسبب كمال لطافت به جوش مىآيد و مسكر مىگردد " . بنا بر مندرجات مخزن از آن سركه نيز مىسازند ، دانه ميوه خام آن سرد و تر و رسيده آن سرد و خشك مىباشد . دانه ديرهضم ، نفاخ ، رفع‌كننده تشنگى ، مقوى باه ، تصفيه‌كننده خون و صفرا و مدر مىباشد و تارى ( شيرابه ميوه ) نفاخ ، مقوى باه ، فربه‌كننده ، نشاطآور ، رفع‌كننده تشنگى و مدر مىباشد و در سوزاك سودمند مىباشد زياده‌روى در خوردن آن موجب سرگيجه مىشود بخصوص اگر حرارت ديده و مسكر شده باشد 1 * .